عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
250
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
ناقه به سوى او مىشتابد ، و هنگامى كه تكّه يا بز كوهى نر بانگ بركشد شهوت ماده برجوشد و خواهان وى گردد ، و وقتى كه مرد آواز بخواند زن خواهان او شود . ركبتا البعير . دو چيز همال و يكسان ، و دو مرد هم شأن را كه هيچ يك بر ديگرى فزونى نداشته باشد « ركبتا البعير » گويند يعنى دو زانوى اشتر . و هنگامى كه عامر بن الطفيل و علقمة بن علاثه با هم مفاخره كردند و داورى به هرم بن قطبه بردند او نتوانست يكى را بر ديگرى برترى دهد ، گفت انتما كركبتى البعير : شما چون دو زانوى يك شتر هستيد كه هر دو يكسان و به تمامى بر زمين قرار گيرد و هر دو سرور و بزرگوار هستيد . آنها - هر دو خشنود - بازگشتند . ركوب الكوسج . جشن كوسه برنشين . نام جشنى كه پارسيان در نخستين روز ماه آذر مىكردهاند . در اين روز مرد كوسهاى كه خوردنيهاى گرم خورده و داروهاى گرم بر تن خود ماليده سوار [ برخرى ] مىشده و جامههاى مضحك پوشيده [ بادبزنى در دست ، پيوسته خود را باد مىزد و از گرما شكايت مىنمود و مردمان برف بر او مىزدند ] . اين سنّت در بغداد و فارس مرسوم است . مرادى گفته : قد ركب الكوسج يا سيّدى * فانزل على المرهم و الرّاح و انعم بآذرماه عيشا وخذ * من لذّة العيش بمفتاح يعنى : سرور من ! كوسه بر خر خود نشست ، تو نيز براى شادمانى و شراب بنشين تا [ آزردگى و ملالت جان را ] درمان كنى و در آذر ماه زندگانى به شادمانى گذران و بندگشاى بهرههاى زندگانى را به دست گير . رماة بنى ثعل . تير اندازان بنى ثعل در ميان تمام قبائل عرب به زبردستى و موى شكافى شهرهاند و بدانها مثل زنند ابو مسلم محمد بن بحر گويد : هل أنت مبلغ هذا الفارس البطل * عنّى مقالة صبّ غير ذى خطل